الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

114

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

آيهء : ( فَرُهُن مقبوضة - 283 / بقره ) كه - فَرِهانٌ نيز خوانده شده . گفته‌اند در آيه : ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ - 38 / مدّثر ) واژه - رَهِين - فعيل به معنى فاعل است پس رَهِينَةٌ - در اين آيه يعنى پايدار و ثابت و بر پاى دارنده كارهاى خويش ، و نيز در معنى مفعول هم گفته شده يعنى هر كسى در گرو پاداش همان كارى كه كرده است قرار مىگيرد و چون از واژه - رهن - و گروى معنى ضبط و نگهداشتن تصوّر مىشود و لذا رهينة به طور استعاره براى حبس و نگهدارى هر چيزى به كار مىرود ، پس ( بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ - 38 / مدثر ) يعنى هر كسى در حبسى و ضبط چيزى است كه كسب كرده . رَهَنْتُ فلانا : او را پا برجا كردم . رَهَنْتُ عنده : نزدش گرو گذاردم . ارْتَهَنْتُ : گروى گرفتم . أَرْهَنْتُ فى السِّلْعة : قيمت متاع را گرو گرفتم و حقيقت آن اين است ، متاعى را كه قيمتش معيّن شده در گرو نگهدارى ، تا تمام قيمت آن را دريافت كنى . رهو : « 1 » آيه : ( وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً - 24 / دخان ) يعنى دريا را ساكن واگذار كه ( إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ - از پى تو آنها سپاهيانى غرق شدگانند ) . گفته‌اند - رَهْواً - در اين آيه يعنى فراخى و گشادى راه دريا و اين درست است - رَهَاء - دشت و بيابان مرتفع و صاف كه از همين واژه است . رَهْو : آبگير عميقى كه آب در آن جمع باشد .

--> ( 1 ) واژه - رهو - از اضداد است يعنى زمين مرتفع و گود يا آرامش و اضطراب و با تنگى و وسعت كه اين معانى در اشعار شعراء به كار رفته است . رهوه : كوه بسيار بلند ، عيش راه : زندگى آرام .